تور استانبول

  • admin_begardim
  • 1:25 ب.ظ
  • بدون نظر
  • 17 بازدید

مدتها بود که بدنبال سفر زمینی به ترکیه بودم. ولی بنا بدلایلی از اینکار منصرف شدم بعد از مدتها بررسی در سایتهای مختلف و بررسی قیمتهای هواپیما تصمیم گرفتم که ابتدا بصورت زمینی به شهر وان ترکیه بروم واز آنجا به آنتالیا بروم و منتظر اوکی دادن سایر همسفرانم بودم که به محض شنیدن اوکی آنها، من هم به سرعت به آژانس هواپیمایی رفتم و برای بدو ورود به وان ، هتل 5 ستاره الیت ورد و سپس بلیط رفت و برگشت هواپیمایی سان اکسپرس از وان به آنتالیا را با قیمت بسیار مناسبی خریداری و بعدش هم برای 5 شب ، هتل 5 ستاره آکرا در آنتالیا را رزرو و تمام مبلغ قیمت هتلها را پرداخت کردم . چون برنامه ما ناگهانی شد ظرف یکروز تمام کارهای خرید ارز و پرداخت عوارض خروج از کشور را انجام دادم و چهارشنبه عصر در آخرین روزهای تیرماه 96 با ماشین شخصی از تهران حرکت کرده و چون اهل رانندگی در شب نیستم شب را در زنجان گذراندیم و صبح زود از زنجان به طرف مرز حرکت کردیم و در حدود بعد از 7 ساعت رانندگی و صرف نهار در وسط راه در ساعت 13 به مرز رسیدیم

ماشینها را در یکی از پارکینگهای کنار مرز گذاشتیم و وارد صف طولانی جهت گذشتن از مرز شدیم. مشکل ما این بود که چون پنجشنبه آن هفته در ایران تعطیل بود ، مرز بسیار شلوغ بود و متاسفانه تعدادی از هموطنان نیز صف را رعایت نمی کردند و امکانات رفاهی هم در حد صفر و گرمای شدید و عدم تهویه مناسب سالنهای صف انتظار نیز خیلی کلافه مان می کرد شدت گرما طوری بود که از اینکه کسی در اون شرایط از حال نرفته بود تعجب می کردم من هم خداخدا میکردم که وسط اون صف طولانی بچه کوچکم نگوید دستشویی دارد که واقعا من نمیدانستم اونوقت چکار باید بکنم. فقط من متوجه نشدم که عوارض خروج از کشور بابت چه خدماتی از ما دریافت می شود و جالبتر این بود که کنترل پاسپورت در طرف ترکیه دو باجه بود و آنهم بصورت صرفاً کنترل با دستگاه بارکدخوان که سریع صورت می گرفت ولی در در طرف ایرانی فقط یک باجه فعالیت می کرد و آنهم اطلاعات بصورت دستی وارد کامپیوتر می شد خلاصه اینکه  بعد از سه ساعت صف طولانی و تحمل هوای گرم سالنهای انتظار، ناگهان در دقایق پایانی تعداد باجه های ایران به دو باجه کنترل پاسپورت افزایش یافت که نوشداروی بعد از مرگ سهراب بود! و من نفهمیدم چرا از اول چنین کاری را نمی کردند ! البته طرف ترکیه ای هم خیلی اوضاع خوبی نداشت ولی حداقل اونها داشتند ساختمانهای جدید و بزرگ زیادی در آنطرف مرز و در گمرک می ساختند و جاده بسیار مناسبی هم تا مرز احداث کرده بودند.

تعداد دیدگاه ها (0)

نظرات بسته است.